Faxteh Shamsian

Home / Essays / 2015 / February / سیزده

سیزده

 

 

 

آن ها شاد بودند

 با قاشق ها و چنگال ها و دهان های پرشان ،

 که برنج و خاطره بیرون می انداخت.

 من اما با ماهی های نیم خورده حرف می زدم،

 که چشم های ازحدقه درآمده شان به موجوداتی چرب و جونده وا مانده بود؛

 و هیچ کس حاضر نبود نگاه ِ رقت انگیزشان را بخورد...