Faxteh Shamsian

About

تُخ خودش از یک مرغانه زاده شد، بعد هم زاده شد از یک روغنماهی و آن را سرِ زا ترکاند، بعد هم زاده شد از یک کفش – با شَق ا لکفش : کفش کوچکه چپ، او راست – بعد هم زاده شد از برگَک یک ریواس، همان وقت یک روباه؛ روباه و او دمی به هم نظر کردند، بعد هم هر یکی از یک طرف به چاك زد. پس زاده شد از خَرچسانه، از نی نی ي خرچنگ، از تُنگ؛ از سگابی و از سبیلش آمد بیرون، از کَفْچِلیز و از نیشش آمد بیرون، از مادیان و از دماغش آمد بیرون، بعد دنبالِ ممه چه اشکها که نریخت، چون دنیا آمده بود تا فقط مِک بزند. بعد هم زاده شد از یک شیپور، و شیپور سیزده ماهی شیرش داد، بعد هم از شیر گرفته شد داده شد به ماسه که در همه جا پهن بود چون کویر بود. و تنها پسر شیپور می تواند در کویر بار بیاید، تنها او و شتر، بعد هم زاده شد از یک زن و سخت حیرت کرد ، و روي سینه اش غورکنان، می مکید، می تُفید، دیگر چه، نمی دانست، بعد فهمید که این یک زن بود گرچه کسی اشارگکی نیز درین باره به او نکرده بود، میامد که به همت خود سر بلند کرده او را به همان چشمِ ریزِ تیزبین نگاه کند، تیزبینی اما جز یک سوسو که نبود..

ساحت جوانی / هانری میشو

برگردان بیژن الهی



فاخته شمسیان
متولد بهمن ماهِ هزار و سیصد و شصت و سه / تهران
لیسانس نقاشی - دانشکده هنر دانشگاه شاهد

Faxteh Shamsian

Born: 17th February 1985 | Tehran | Iran

B.A in Painting , Art faculty of Shahed University of Tehran