© 2019 Faxteh Shamsian

Faxteh Shamsian

Visual Artist

تُخ خودش از یک مرغانه زاده شد، بعد هم زاده شد از یک روغنماهی و آن را سرِ زا ترکاند، بعد هم زاده شد از یک کفش -با شقّ‌اُلکفش: کفش کوچیکه چپ، او راست- بعد هم زاده شد از برگَکِ یک ریواس، همانوقت یک روباه؛ روباه و او دمی به هم نظر کردند، بعد هم هر یکی از یک طرف به چاك زد. پس زاده شد از خَرچسانه، از نی‌نی‌یِ خرچنگ، از تُنگ؛ از سَگابی و از سبیلش آمد بیرون، از کَفْچِلیز و از نیشش آمد بیرون، از مادیان و از دماغش آمد بیرون، بعد دنبالِ مَمه چه اشکها که نریخت، چون دنیا آمده بود تا فقط مِک بزند. بعد هم زاده شد از یک شیپور، و شیپور سیزده ماهی شیرش داد، بعد هم از شیر گرفته شد داده شد به ماسه که در همه جا پهن بود چون کویر بود. و تنها پسر شیپور میتواند در کویر بار بیاید، تنها او و شتر، بعد هم زاده شد از یک زن و سخت حیرت کرد، و روي سینه‌اش غورکنان، می‌مَکید، می‌تُفید، دیگر چه، نمیدانست، بعد فهمید که این یک زن بود گرچه کسی اشارگکی نیز درین باره به او نکرده بود، میامد که به همتِ خود سر بلند کرده او را به همان چشمِ ریزِ تیزبین نگاه کند، تیزبینی اما جز یک سوسو که نبود …

ساحت جوانی/هانری میشو
برگردان بیژن الهی

 

 

Faxteh Shamsian
Born: Feb. 1985
Bachelor of Art in Painting

Faxteh Shamsian Portrait

 

فاخته شمسیان
متولد بهمن ۱۳۶۳
فارغ التحصیل رشته نقاشی